تاثیر نوآوری فرآیند و محصول بر مسئولیت اجتماعی شرکت با نقش میانجی انعطاف پذیری استراتژیک

 (مورد مطالعه صنعت نساجی استان قزوین)

 

تهیه کننده: آقای مهندس محمدرضا عابدینی

نوآوری در شرایط رقابتی کنونی برای شرکت ها به یک ضرورت تبدیل شده است تا جایی که هیچ شرکتی بدون آن نمی تواند دوام بیاورد. با این حال، از نظر استراتژی‌های نوآوری، مدیران اغلب در تصمیم‌گیری در مورد اینکه کدام نوع نوآوری را دنبال کنند، چگونه آنها را در یک مجموعه کلی متعادل کنند و چگونه منابع را تخصیص و اجرا کنند، تنها هستند. شرکت‌ها، تصمیم‌های زیادی را اتخاذ می‌کنند که از جمله مهم‌ترین آن‌ها نوآوری در محصولات یا فرآیندها، با در نظر گرفتن محدودیت‌های حیاتی مانند منابع، زمان و سطح بالای رقابت در بازار آنها است. نوآوری محصول کلید تجدید و موفقیت سازمانی است. این باید به عملکرد سازمانی بالاتر منجر شود، در حالی که مهم ترین عامل برای تقویت قابلیت نوآوری فرآیند، همکاری با سازمان های تحقیقاتی، تامین کنندگان و ظرفیت جذب است.

نوآوری فرآیند

نوآوری در فرآیند، میزانی است که یک شرکت ایده ها یا بهبودهایی را در فرآیندها یا رویه های سازمانی معرفی می کند و برای هر سازمانی منحصر به فرد است و به عنوان یک عامل تعیین کننده کلیدی عملکرد در نظر گرفته می شود. نوآوری فرآیند دارای تمرکز داخلی است و معمولاً به تکنیک‌های تولید و بازاریابی کالاها یا خدمات مربوط می‌شود و ممکن است به عنوان مثال از طریق فرآیندهای توسعه محصول ناب یا شیوه‌های مدیریت کیفیت جامع منعکس شود و بر بهبود اثربخشی و کارایی تمرکز دارد. برخلاف نوآوری محصول، نوآوری فرآیند، اغلب مورد مطالعه قرار نگرفته است. با این حال، تقریباً در تمام صنایع، نوآوری در فرآیند امکان پذیر است، برخلاف نوآوری محصول، نوآوری های فرآیندی پتانسیل تأثیرگذاری بر عملکرد را دارند. به عنوان مثال، نوآوری در فرآیند ممکن است مزایایی ایجاد کند که مشاهده و تقلید آن برای رقبا دشوار است.

حتی تا آنجا پیش می روند که پیشنهاد می کنند که نوآوری فرآیند به دلیل کمک مداوم آن در بهبود فرآیندهای فنی و اداری، یکی از مهم ترین منابع رقابت برای شرکت ها در صنایع پویا یا در حال حرکت است. با این حال، به دلیل مشکلات در اجرای صحیح نوآوری‌های فرآیند، مزیت ممکن است ناپدید شود

نوآوری فرآیند مستلزم درک فرآیندهای تولید یک شرکت و مواد خام زیربنایی مورد استفاده برای تولید محصولات است. نوآوری فرآیند اغلب شامل تغییرات سازمانی و تکنولوژیکی در فرآیندهای شرکت می شود، مانند استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات، اتخاذ شیوه های مدیریتی جدید، و معرفی تجهیزات جدید. نوآوری در فرآیند می تواند از نظر دامنه و ماهیت بسیار متفاوت باشد. نوآوری فرآیند نسبت به نوآوری محصول توجه مفهومی و تجربی کمتری را به خود جلب کرده است، اگرچه توسعه محصول جدید به صلاحیت های فنی توسعه محصول و فرآیند نیاز دارد. همچنین تحقیقات محدودی در مورد فعالیت‌های سازمانی و مدیریتی وجود دارد که از طریق آن شرکت‌ها در واقع نوآوری‌های فرآیندی را در شرکت‌های فرآیندی-صنعتی معرفی و سازماندهی می‌کنند

فرآیند کسب و کار به عنوان “مجموعه ای از وظایف منطقی مرتبط که برای دستیابی به یک نتیجه تجاری تعریف شده انجام می شود” تعریف می شود. به دنبال تحقیقات قبلی در این زمینه، نوآوری در فرآیند ممکن است به عنوان یک فعالیت جدید و افزایش کارآیی با هدف کاهش هزینه تولید یک کالا یا یک خدمت توصیف شود. نوآوری فرآیند ممکن است با هر فناوری موجود رخ دهد و امروزه به عنوان یک تمایز کلیدی شناخته شده است. برای دستیابی به نوآوری فرآیند در سازمان ها، فناوری های (دیجیتال) در فرآیندهای تجاری موجود گنجانده می شوند تا کارایی را افزایش دهند و رقابتی باقی بمانند. با این حال، عملکردهای فناورانه نباید به سادگی در فرآیندهای تجاری موجود گنجانده شوند. در عوض، این فرآیندها باید برای ادغام موفقیت آمیز فناوری های جدید در عملیات تجاری، دوباره طراحی شوند. از این رو، فرآیند کسب و کار و طراحی مجدد شبکه کسب و کار به درجه بالایی از تحول کسب و کار نیاز دارد و به شدت به عوامل سازمانی بستگی دارد. در این رابطه، کارمندان و تصمیم گیرندگان باید یاد بگیرند که چگونه از فناوری های جدید استفاده کنند و روال های کاری جدید را اتخاذ کنند

نوآوری فرآیند به تغییرات و عناصر جدید وارد شده در عملیات تولید یا خدمات سازمان اشاره دارد. این مستلزم تغییراتی در نحوه تولید یا ارائه خدمات است. نوآوری در فرآیند می تواند به شکل تغییرات در فرآیندهای موجود یا ایجاد فرآیندهای جدید مورد استفاده توسط یک شرکت برای ارائه محصولات یا خدمات باشد. تاکید نوآوری در فرآیند بر روی کار داخلی یک شرکت با هدف اصلی افزایش کارایی است. عناصر نوآوری فرآیند شامل وظایف، قابل تحویل یا کل فرآیند کسب و کار است. بر این اساس، شرکت‌ها تلاش می‌کنند تا نوآوری فرآیند را با اتخاذ و پیاده‌سازی فناوری جدید برای بهبود فرآیندهای تجاری، کاهش زمان سرب و افزایش کارایی تولید هماهنگ کنند. در عصری که به دلیل جهش‌های تکنولوژیکی و محیط‌های تجاری رقابتی، مدت چرخه‌های محصول به طور فزاینده‌ای کوتاه‌تر می‌شود، نوآوری فرآیند به عنوان یک ضرورت استراتژیک برای شرکت‌هایی که به دنبال رقابت و حفظ موقعیت‌های خود در بازار هستند، دوباره ظاهر شده است

مدیریت کیفیت جامع و نوآوری فرآیند

نوآوری مهمترین عنصر برای رونق اقتصاد یک کشور است. نوآوری به معنای ارائه محصولات و خدمات جدید یا ادامه محصولات قدیمی با هزینه بسیار کمتر برای افزایش عملکرد یک سازمان است. برای یک فرد، شرکت یا صنعت، این تصور که یک ایده، پیشنهاد یا فرآیند جدید است، نوآوری نامیده می شود. دو نوع نوآوری عمده وجود دارد: فناوری، که شامل نوآوری های فرآیندی و محصول و غیرتکنولوژیکی است که شامل نوآوری های بازاریابی و سازمانی می شود. رایج ترین ابعاد نوآوری شرکت، نوآوری فرآیند و نوآوری محصول است. نوآوری فرآیند، در مورد اجرای روش‌های تحویل یا تولید بهبودیافته یا جدید است و هسته اصلی نوآوری فرآیند، بهینه‌سازی توالی رویه‌های تولید است. می تواند به یک سازمان در کاهش هزینه تولید، بهبود حجم تولید و افزایش تولید سازگار با محیط کمک کند. شیوه های TQM در ایجاد محیطی که از نوآوری پشتیبانی می کند مفید است. به منظور راه اندازی و توسعه محصولات یا خدمات جدید، شرکت ها باید در تلاش برای مطابقت با نیازها و انتظارات مشتری نوآور باشند. شیوه های مدیریت کیفیت جامع نوآوری را در سازمانی ترویج می کند که نه تنها به عنوان پایه، بلکه عامل کاتالیزوری حیاتی نوآوری عمل می کند. کارکرد اصلی مدیریت کیفیت جامع توسعه فرهنگ سازمانی و محیطی حاصلخیز است که در آن مشارکت کارکنان تشویق می شود، که به نوبه خود منجر به بهبود فرآیند، ارتقای کیفیت، ایجاد دانش و نوآوری در فرآیند می شود. شیوه های مختلف مدیریت کیفیت جامع که برای موفقیت نوآوری حیاتی است عبارتند از رهبری، تمرکز بر مشتری، تمرکز بر فرآیند، تمرکز بر کارمند، تمرکز بر کیفیت و بهبود مستمر. مطالعات تجربی قبلی نیز تأیید می کند که نوآوری به طور قابل توجهی تحت تأثیر عناصر مدیریت کیفیت جامع است.

نوآوری محصول

نوآوری محصول عبارت است از معرفی و توسعه انواع جدیدی از کالاها یا خدمات متفاوت با قبل و تکمیل کننده کاستی های یافته های قبلی با تاکید بیشتر بر کیفیت. شرکت ها در ایجاد نوآوری در محصول باید به بازارگرایی توجه کنند زیرا آگاهی از بازارگرایی کلید نوآوری موفق محصولی است که تولید خواهد شد. بر اساس اظهارات، نوآوری تأثیر مثبت معناداری بر عملکرد بازاریابی دارد. خود نوآوری محصول را به 4 نوع تقسیم می کند، از جمله نوآوری مدولار، نوآوری معماری، نوآوری افزایشی و نوآوری رادیکال، این اصطلاح برای مشتریان و تامین کنندگان اعمال می شود. در حالی که نوآوری های ریشه ای تغییر اساسی در خدمات جدید نشان می دهد و مزایای خدمات واقعی را ارائه می دهد. نوآوری محصول به تنهایی نمی تواند مزیت رقابتی و رشد کافی یا پایدار شرکت ایجاد کند

نوآوری محصول تلاشی است که توسط بازیگران تجاری که محصولاتی را برای اصلاح، بهبود و توسعه محصولات تولید شده تا کنون به محصولات برتر تولید می کنند، انجام می شود. محصولات توسعه یافته در قالب کالا، همراه با نوآوری، مجموعه ای از پیشرفت ها با بکارگیری علم و فناوری در یک محصول هستند. این نوآوری محصول می تواند به دلایل مختلفی رخ دهد، از جمله اقتصاد مشتری که بر نیازها تأثیر می گذارد و ترکیبی از حالت ها و نیازها و قیمت مناسب است. این فرآیند نوآوری باید به طور مستمر انجام شود تا محصول به توسعه، بهبود و رسیدن به کمال ادامه دهد که با بهره گیری از علم و فناوری می توان این کار را انجام داد. قابلیت نوآوری محصول ارتباط در کسب و کار، توانایی شکل گیری و انواع قابلیت های سازمانی برای افزایش فعالیت ها برای بهبود عملکرد تجاری محصولات جدید است.

انعطاف پذیری استراتژیک

موفقیت سازمان ها در محیط کار معاصر به توانایی آنها برای مقابله با شرایط متغیر بازار مرتبط است. انعطاف‌پذیری استراتژیک یکی از رویکردهای مدرن است که شامل توانایی سازمان برای بسیج منابع خود در جهات مختلف از طریق برنامه‌های استراتژیک خود به منظور دستیابی به واکنش سریع به تغییرات محیطی است، افزایش ظرفیت سازمان‌ها برای رویارویی با محیطی چشمگیر و سریع حائز اهمیت است. تغییر می کند و آنها را قادر می سازد تا فعالیت های خود را مدیریت کنند. تعریف انعطاف پذیری استراتژیک کار آسانی نیست. مفاهیم انعطاف‌پذیری سازمانی و انعطاف‌پذیری استراتژیک از نظر ویژگی‌ها، اهمیت، عناصر و ابعاد و همچنین چارچوب و موانع اجرایی مشابه هستند. محققان با بررسی مطالعات قبلی دریافتند که:

  • انعطاف پذیری استراتژیک یک جهت گیری دائمی برای مدیریت سازمان است.
  • انعطاف استراتژیک به داشتن گزینه های استراتژیک متنوع بستگی دارد.
  • حرکت بین گزینه های جایگزین استراتژیک باید سرعتی متناسب با تغییرات محیطی داشته باشد.
  • اجرای انعطاف پذیری استراتژیک برای دستیابی به بهترین نتایج باید عوامل حیاتی موفقیت زیادی داشته باشد.
  • سازمان باید تمام فعالیت ها، اهداف و منابع خود را به منظور دستیابی به جهت گیری به سمت انعطاف پذیری استراتژیک اختصاص دهد.
  • انعطاف استراتژیک به معنای کنترل ضعیف و در عین حال به معنای داشتن اهداف نامشخص نیست.
  • زمانی که سازمان توانایی تنوع بخشیدن و حرکت انعطاف پذیر را داشته باشد، خطری که با آن مواجه است کاهش می یابد.
  • اجرای انعطاف پذیری استراتژیک بیشترین شانس موفقیت را به همراه دارد و در عین حال بیشترین پتانسیل شکست را نیز به همراه دارد.

می توان انعطاف‌پذیری استراتژیک را اینگونه تعریف کرد: «یک دیدگاه مدیریتی بلندمدت که به توانایی سازمان برای ایجاد گزینه‌های واقعی که پاسخ‌های دائمی به تغییرات محیطی از طریق دستیابی به انعطاف‌پذیری برنامه‌ریزی، انعطاف‌پذیری عناصر و فرآیندهای سازمان، و انعطاف‌پذیری هماهنگی بین دارند، اشاره دارد. این عناصر و فرآیندها به دنبال افزایش سهم بازار و سودآوری سازمان هستند.

اثرات انعطاف‌پذیری استراتژیک بر روند شرکت و مدیریت

وقتی شرکت های کوچک با همتایان بزرگتر خود مقایسه می شوند، معایب منابع زیادی را تجربه می کنند. این معایب به این دلیل است که شرکت‌های کوچک فاقد صرفه‌جویی در مقیاس، دارایی‌های مالی ناچیز، قدرت چانه‌زنی ضعیف‌تر با تامین‌کنندگان و خریداران و سطح پایین‌تری از تخصص مدیریتی هستند.

انعطاف پذیری استراتژیک و نوآوری در مدل کسب و کار

انعطاف پذیری استراتژیک بر تخصیص مجدد و پیکربندی مجدد منعطف منابع، فرآیندها و استراتژی ها برای رویارویی با تغییرات خارجی تاکید دارد و در نتیجه نوعی قابلیت پویا را منعکس می کند. انعطاف‌پذیری استراتژیک یک عامل تعیین‌کننده کلیدی مزیت رقابتی در بازارهای آشفته در نظر گرفته می‌شود.

مسئولیت اجتماعی شرکت

مسئولیت اجتماعی

مسئولیت اجتماعی شرکتی مجموعه ای از دانش است که به خوبی تثبیت شده و بسیار تکامل یافته است که مسائل مربوط به اعتماد، حقوق و مسئولیت ها و تصمیم گیری را بررسی کرده است. مک ویلیامز و سیگل (McWilliams and Siegel) مسئولیت اجتماعی شرکتی را به عنوان “اقداماتی که به نظر می رسد برای پیشبرد برخی از منافع اجتماعی، فراتر از منافع شرکت و آنچه توسط قانون لازم است” تعریف می کنند. و شیوه های شرکت ها که نشان دهنده تعهد آنها به جامعه گسترده تر است. آگوینیس (Aguinis) مسئولیت اجتماعی شرکتی را به عنوان “اقدامات و سیاست های سازمانی با زمینه خاص که انتظارات ذینفعان و خط پایانی سه گانه عملکرد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی را در نظر می گیرد” تعریف می کند.

ادبیات مسئولیت اجتماعی شرکت را به طرق مختلف تعریف کرده است، از تعهد گرفته تا انتظارات ذینفعان برای گنجاندن در خط نهایی سه گانه. محیطی، اجتماعی و اقتصادی.  کمیسیون اروپا مسئولیت اجتماعی شرکترا به عنوان “مفهومی تعریف کرد که به موجب آن شرکت ها نگرانی های اجتماعی و زیست محیطی را در عملیات تجاری خود و در تعامل خود با سهامداران خود به طور داوطلبانه ادغام می کنند”. مسئولیت اجتماعی شرکتساختار مهمی است که در مطالعات تجارت و روابط جامعه مورد بحث قرار گرفته است. در طول سه دهه گذشته، محققان تحقیقات زیادی را برای کشف عوامل تعیین‌کننده و پیامدهای مسئولیت اجتماعی شرکتو ابعاد آن انجام داده‌اند. اکنون، مسئولیت اجتماعی شرکتیک موضوع اصلی بازاریابی، مالی، مدیریت استراتژیک و مطالعات اجتماعی است. به گفته جمالی و سیدانی (2008)، دیدگاه مدرن مسئولیت اجتماعی شرکتاین است که «چشم‌اندازی را به تصویر می‌کشد که در آن یک کسب‌وکار ارزش افزوده را در خدمت به طیف وسیع‌تری از نیازها و انتظارات اجتماعی و درک منافع خالص ناشی از اقدام مسئولیت‌پذیر اجتماعی می‌بیند»

اثرات مسئولیت اجتماعی شرکت

مسئولیت اجتماعی شرکت را می توان از منظرهای بسیاری مانند عملکرد اجتماعی، اخلاق تجاری و حاکمیت شرکتی مشاهده کرد. شرکت ها می توانند با اجرای فعالیت های مسئولیت اجتماعی شرکت پیوندهای موجود خود را حفظ کرده و روابط جدید ایجاد کنند.

مسئولیت اجتماعی شرکت و اعتبار شرکت

در عصر جهانی شدن ، مشاغل تحت رقابت کاملی کار می کنند که شرکتهای معتبر از مسئولیت اجتماعی شرکت ها به عنوان یک استراتژی رقابتی برای برآوردن تقاضای سهامداران مختلف استفاده کرده اند از دیدگاه مدیریت ، اعتبار شرکت سازه مهمی است که از آن به عنوان درک کلی ذینفعان از شرکت تعبیر می شود.

مسئولیت اجتماعی شرکت و وفاداری مشتری

مانداچیتارا و پولسونگ (Mandhachitara and Poolthong) دریافتند که مسئولیت اجتماعی شرکت بهترین استراتژی برای ایجاد وفاداری مشتری است. در بخش مخابرات ، محصولات ارائه شده توسط رقبا بسیار مشابه هستند ، بنابراین ایجاد وفاداری مشتری کار دشواری است.

مسئولیت اجتماعی شرکت و رضایت مشتری

مشتریان ذینفعان اصلی شرکت هستند که نه تنها به عملکرد اقتصادی بلکه به عملکرد اخلاقی نیز اهمیت می دهند. بنابراین، اگر سازمانی درگیر فعالیتهای اخلاقی مانند ابتکارات مسئولیت اجتماعی شرکت باشد ، مشتریان آن رضایت و وفاداری بیشتری دارند.

مسئولیت اجتماعی شرکت و اعتماد مشتری

درک اخلاقی جامعه از شرکت برای ایجاد یک رابطه قابل اعتماد بسیار مهم است ، بنابراین شرکت ها برای نشان دادن تعهد خود به جامعه درگیر فعالیت های اخلاقی و مسئولیت اجتماعی می شوند.

مسئولیت اجتماعی شرکت و نوآوری شرکت

مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکت به روشهای بی شماری تعریف شده است ، از یک دیدگاه محدود تا یک دیدگاه گسترده ، و شامل تعاریف دیگری است که بر تجارت و تجارت تأکید دارند یا دیدگاه های استراتژیک . تعاریف بی شماری از مسئولیت اجتماعی شرکت ماهیت پیچیده و در حال تکامل مداوم آن را منعکس می کند ، که همچنین نشان دهنده فشار فزاینده ای است که دنیای تجارت برای بهبود مسئولیت اجتماعی خود با آن روبرو است.

مدل مفهومی

با توجه به بررسی منابع و مقالات مرتبط در حوزه شرکت های صنعت نساجی و نیاز های مرتبط با اقتضای زمانه و خلاء موجود در زمینه تحقیقات، ما تصمیم گرفتیم تا مدل مفهمومی خود را به صورت شکل زیر تعریف نماییم. تا هم بتوانیم خلاء های موجود را بررسی و پر نموده و هم بتوانیم در راستای کمک به روند تصمیم گیری و تصمیم سازی شرکت ها قدمی برداشته باشیم.

مدل مفهومی - مهندس عابدینی

نتیجه گیری

با توجه به تایید فرضیه لازم است مدیران در راستای بهره برداری از نتایج اقداماتی را صورت داده و از آن به بهترین نحو استفاده نمایند، از این رو به مدیران ارشد(صنعت نساجی) جامعه مورد مطالعه در این پژوهش توصیه می‌ گردد:

  • به مدیران این شرکت ها توصیه می گردد در راستای ایفای بهتر نقش خود در مسئولیت اجتماعی در شرکت های خود برای ماندگاری و ثبات برق ماشین آلات به دور از توقف های ناشی از افت ولتاژ های برق سراسری و حتی کمک به پیک زدایی برق مصرفی در ایام گرم سال اقدام به احداث نیروگاه های گازی به جای دیزلی کنند که علاوه بر ثبات ولتاژ برای ماشین آلات از نظر زیست محیطی نیز دود ناشی از دیزل ها به صفر می رسد که جزوی از مسئولیت های اجتماعی شرکت ها محسوب می شود و می تواند در راستای کاهش وابستگی به برق شبکه و تسهیل شرایط بهتر برای تامین برق مردم مورد استفاده و توجه قرار گیرد.
  • با توجه به الزام مسئله زیست محیطی برای خروجی فاضللاب و آب های سطحی شرکت های صنعتی که اداره های محیط زیست هر استان استاندارد هایی را تعیین کرده است(BOD & COD زیر عدد 2000 ppm) توصیه به احداث تصفیه خانه مرکزی و پیش تصفیه ها می گردد که جزوء مسئولیت های اجتماعی الزام آور است و می تواند در کمک به بهبود و حفظ محیط زیست بسیار مفید و تاثیر گذار باشد.
  • ایجاد و احداث نیروگاه های خورشیدی در سقف سوله های هر شرکت (به جای استفاده از مزرعه های خورشیدی) می تواند در کاهش وابستگی به برق سراسری (حتی کم) مفید بوده و در کاهش آلایندگی شرکت ها بسیار مفید باشد.
  • توصیه اکید به شرکت های صنعتی استفاده از ابزار نظام پیشنهادات از سطح مدیران تا اپراتوری می تواند بسیار کارآمد و جلب مشارکت تمامی اعضای شرکت ها در جهت اهداف استراتژیک در بحث منابع انسانی و یادگیری مثمر ثمر باشد.
  • استفاده از ابزار پایش BSC در بهبود فرآیند های هر شرکت از سطح مدیران تا اپراتور ها و جاری سازی آنها می تواند ابزار مناسبی برای رسیدن به اهداف تعیین شده استراتژیک در کارت امتیازی متوازن هر فرآیند مثمر ثمر باشد.
  • به مدیران این دست از شرکت ها توصیه می گردد در راستا نوآوری محصولات جدید با شرکت های دانش بنیان همکاری و تعامل داشته باشند تا علاوه بر برخورداری از دانش روز به فناوری های های تک و محصولات ناب و منحصر به فرد دست یابند.
  • به این مدیران توصیه می گردد در زمینه توسعه و بهبود تولید نخ های مورد استفاده در بافندگی با کاربرد ویژه(نخ های نسوز، دیر سوز، شب تاب، آنتی باکتریال ، ضد تعریق و ….) که از مشتریان جدید و بلاقوه برخوردار هستند، در راستای افزایش سبد محصول احتمال گزینند و با بهبود و توسعه دانش در این حوزه بتوانند از کاربرد های ویژه ای که این محصولات می تواند در جامعه و بهبود وضع مردم ایفا کند حمایت نمایند(آتش نشانی، لباس های ورزشی، نخ های تایر و کمربند ایمنی و …).
  • شرکت های بافندگی باید با استفاده از متخصصین کارآمد به تولید محصولات ناب و با کیفیت که می تواند در کاهش هزینه های جاری مردم نقش داشته باشد نسبت به ارائه محصولات مفید و کارآمد اقدام کنن(دوخت مناسب، استفاده از نخ و پاچه های مناسب و الگو های استاندارد و مهندسی شده و …).
  • استفاده از سیستم های مدیریت کیفیت جامع که علاوه بر کاهش هزینه های تولید، بهبود حجم تولید، پشتیبانی از نوآوری، راه اندازی و توسعه خدمات جدید می تواند علاوه بر حمایت در تولید و توسعه محصولات این قابلیت را برای شرکت ها برای انعطاف بیشتر در برابر شرایط بازار و چالش های موجود گشاید و یاری گر آنها باشد.
  • استفاده از سیستم آب نرم که می تواند در روند افزایش کیفیت محصول نهایی بسیار اثر گذار باشد و این قابلیت را به شرکت های برای استفاده در محصولات مختلف و انعطاف آنها در تولید و بهره وری بیشتر فراهم نماید.
  • شرکت ها می توانند با استفاده از سیستم های نوین مدیریتی(TQM, EFQM, BSC, CRM) که هم می تواند بر بهبود فرآیند ها و هم بر کنترل و پایش بهتر امور و کارکنان تاثیر می گذارد بر فعالیت های خود بهتر نظارت نموده و از این قابلیت ها برای چیر شدن بر شرایط گوناگون پیش رو بهره ببرند که تمام این امور در نهایت می تواند بر آسیب کمتر به محیط زیست(با توجه به صنعت مورد بحث) و تعالی بهتر کارکنان مفید باشد.
  • داشتن برنامه ها و پل های مختلف برای مواجهه بهتر با شرایط به وجود آمده در آینده می تواند در واکنش مناسب شرکت مفید باشد و از آسیب های بیشتر به شرکت و آسیب های احتمالی به محیط زیست جلوگیری نماید و آن چیزی نیست جز استفاده از ابتکارات استراتژیک با توجه به نگاه فرصت ها و تهدیدات پیش روی شرکت.
  • استفاده از سیستم مدیریت یکپارچه(IMS) در پایش تمام پلن های تعریف شده فرایند های شرکت برای مدیریت بهتر امور و افزایش واکنش پذیری شرکت.
  • شرکت و مدیران آن باید با تجزیه ‌و تحلیل فناوری های موفق و ناموفق در جهت اصلاح و تقویت آن‌ ها اقدام نمایند و سیستم ‌ها و روش‌ های عملیاتی خود را با تناسب به نیاز روز سازمان ‌دهی نمایند.
  • از آنجایی ‌که رابطه بین نوآوری فرآیند و انعطاف پذیری استراتژیک و همچنین رابطه انعطاف پذیری استراتژیک و مسئولیت اجتماعی شرکت معنا دار می ‌باشد، بنابراین انعطاف پذیری استراتژیک نقش میانجی دارد لذا مسئولین شرکت می‌ توانند با استفاده انعطاف پذیری استراتژیک و برنامه‌ هایی مناسب میزان تأثیر نوآوری فرآیند بر مسئولیت اجتماعی شرکت را تقویت نمایند. مدیران سازمان می‌  تواند با فراهم کردن شرایطی نسبت به استفاده و مدیریت اطلاعات و دانش مورد نیاز خود با فناوری های جدید هم هزینه ها را کاهش دهند و هم توانایی شرکت را ارتقاء بخشند. دریافت دانش های جدید در کنار فناوری های مناسب آن می تواند ابزاری قوی در مدیریت سازمان باشد که زمینه را برای نوآوری در سازمان فراهم نماید به عنوان مثال استفاده از ابزار برون سپاری جهت افزایش سبد محصول مشتری و عدم توقف تولید به واسطه عدم ظرفیت بهره برداری شده ماشین آلات شرکت که هم می تواند باعث افزایش کمیت تولید و افزایش سودآوری باشد و هم رضایت نهایی مشتری در تکمیل سبد محصول خود با حفظ کیفیت برند شرکت نتیجه دهد و از طرفی در ایجاد اشتغال بیشتر و حمایت از شرکت ها و صنایع دارای مشکل نقش بزرگی را ایفا نماید و از مهمترین مسئولیت های اجتماعی صنایع می باشد.
  • از آنجایی ‌که رابطه بین نوآوری محصول و انعطاف پذیری استراتژیک و همچنین رابطه انعطاف پذیری استراتژیک و مسئولیت اجتماعی شرکت معنا دار می ‌باشد، بنابراین انعطاف پذیری استراتژیک نقش میانجی دارد لذا مسئولین شرکت می‌ توانند با استفاده انعطاف پذیری استراتژیک و برنامه‌ هایی مناسب میزان تأثیر نوآوری محصول بر مسئولیت اجتماعی شرکت را تقویت نمایند. استفاده مدیران از سیستم های مدل تعالی سازمانی EFQM و نگاه از چهار منظر نقاط قوت، ضعف و فرصت ها و تهدیدها می تواند بر بهبود دیدگاه آنها از فرآیند های داخلی و محیط بیرونی اثربخش باشد. این عامل از آن نظر اهمیت بیشتری پیدا می نماید که با حداکثری کردن بهره وری و کاهش تلفات در تولید می تواند به مدیریت هر چه بهتر سازمان و چیره شدن بر پویایی موجود در محصولات  که به صورت مداوم در حال تغییر هستند غالب شد و به سازمان کمک نموده و باعث می شود از این شرایط در راستای نوآوری در کار و محصولات استفاده گردد.

 

شاید این مقاله هم برایتان مفید باشد

نظرات کاربران

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تاثیر نوآوری فرآیند و محصول بر مسئولیت اجتماعی شرکت”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شرکت نفیس نخ است.
مشاوره رایگان

نیاز به مشاوره در مورد نخ دارید؟

شماره تماس خود را وارد کنید و همکاران ما در اسرع وقت با شما تماس خواهند گرفت